الان که مینویسم، حالم، خیلی خوبه؛ یعنی بیسته. نمی دونم چرا؟ اتفاق خاصی نیفتاده. ولی فکر کنم دلیلش، این باشه که فکرای خوب خوب کردم. گفتم بذار تا دوباره، اوضاعم، خیت نشده؛ بیام یه پست بذارم که یه خورده، مردم هم از خوندن پستمون، انرژی بگیرن؛ نه این که تازه، حال مردم رو بگیریم.
راستش، این پایاننامه به سلامتی، اصلاحش داره تموم میشه تا بره برا صحافی. امروز داشتم صفحات اولیهی پایان نامه رو تنظیم میکردم که رسیدم به صفحهی تقدیمی. باید مینوشتم تقدیم به کی؟ یه نفر تو زندگی من هست که من، یه دنیا، بهش مدیونم. من هر گامی که در زندگیم برداشتم، از نظر روحی، فقط از یک جا تقویت شده و آن، جملهای است که در سن 14 سالگی، در 31 خرداد 1375، روز امتحان پایان ترم کلاس زبانم، پس از این که پاسخنامهام رو تحویل دادم و از کلاس اومدم بیرون، از زبان استادمون شنیدم. به نظر ایشون، من خیلی زبانآموز درخشانی بودم و اینو همیشه با کلماتش در طول ترم بهم انتقال میداد. اون روز من خداحافظی کردم و اومدم بیرون. بعد ایشون اومد دم در کلاس و منو صدا کرد و گفت:
… Whether you are my student or not in next terms, I never forget you.
و منم بهشون گفتم که هیچ وقت فراموششون نمیکنم. الان، نزدیک به 16 سال از اون روز گذشته و برای من خاطرهی اون لحظه، به تازگی لحظهی حاله. بعد از اون ترم، من دیگه شاگردشون نبودم ولی می تونم بگم که ایشون، استاد تمامعیار زندگی من است. من دوست دارم پایان نامهام رو به استاد عزیزم تقدیم کنم.
To Mr D. N
Who promised not to forget me whether I were his student or not
Whom I promised not to forget him for ever
I am still on my promise. Although it is possible that he is not
But It is important for me that his statement has watered my buds in these 16 years and will water for ever
این جملات رو این جا نوشتم چون اگه اول پایان نامه بنویسم، شاید جنجال درست بشه. و چون نمی تونستم این جملات رو بنویسم، تصمیم گرفتم صفحهی تقدیمی رو از اول پایاننامه حذف کنم و از درونم، اون رو به کسی که می خوام، تقدیم کنم و جملاتش رو هم در وبلاگ بنویسم. فکر کردن به او، برایم، همیشه، پیروزی به دنبال داشته است. چه قدر دلم میخواد که روزی کامنتشون رو زیر این پست ببینم.
نتیجهی اخلاقی: مهرت را از طریق زبانت هم منتقل کن. گاه یک جملهی تو زندگی فردی را زیر و زبر می کند.
پینوشت: در پستهای بعدی بیشتر راجع به استاد نازنینم خواهم نوشت.
کلمات کلیدی :از زبان من